تبليغاتX
وایسا دنیا...من می خوام پیاده شم!!!
 

 

 

اشكي كه بي‌صداست
پشتي كه بي‌پناست
دستي كه بسته است
پايي كه خسته است
دل را كه عاشق است
حرفي كه صادق است
شعري كه بي‌بهاست
شرمي كه آشناست
دارايي من است
ارزاني شماست.


فهرست اصلي

صفحه اصلي

آرشيو وبلاگ


دوسـتان

ab2reza

ستایش بهار

کاوه

انجمن وبلاگ نويسان ايران

شبستان من

هواداران فرزاد فرزين

هامون

كلبه محبت

فرزاد فرزين3

فرزاد فرزين2

علي

صابر تنها

سايه وار

النازجون

نرم افزار/بازی/اهنگ

بی سرزمین تر از باد

رضا جوون

کاج

جدید ترین نرم افزارها

نرم افزار بازی کدهای جاوا

محمود جوون

متین

حسین

بهار وبهنام

حمید

با من غریبگی نکن


نوشته هاي پيشين

هفته سوم مهر 1386

هفته چهارم شهریور 1386

هفته دوم شهریور 1386

هفته اوّل شهریور 1386

هفته سوم مرداد 1386

هفته سوم تیر 1386

هفته دوم تیر 1386

هفته اوّل تیر 1386

هفته چهارم خرداد 1386

هفته سوم خرداد 1386

هفته دوم خرداد 1386

هفته اوّل خرداد 1386

هفته چهارم اردیبهشت 1386

هفته چهارم اسفند 1385

هفته سوم اسفند 1385

هفته اوّل بهمن 1385

هفته دوم دی 1385

هفته اوّل دی 1385

هفته چهارم آذر 1385

هفته سوم آذر 1385

هفته دوم آذر 1385


طراح قالب

A B 2 R R E Z A

 

  قالبهاي شفارشي


  RSS  

POWERED BY
B L O G F A

 

 

تعطیل...

  

                  

خــدا حــافظ

 

از اینجا کـــه

                   پـُر از غمــه

 

خســـته شــدم

                  می خوام بــرم

 

خدا حــافظ ...

                    

 

 

نوشته شده توسط چشم یخی و اشک یخی در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 0:13 موضوع: | لينک ثابت


لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

شبهای بعد از تو

 

شبهای بعد از تو »- 

 

چه تاریک وچه دلگیرم در این شبهای بعد ازتو

 

به زخمی خو گرفتم زخم ناپیدای بعد از تو

 

منم با یک سبد اواز همراهی تو تنهایی

 

ومن حالا به فکرم فکر تنهای بعد از تو

 

و شعرم شاخه تنگ قفسهای من من شد

 

غزل این یار دیرینه که شد اوای بعد از تو

 

و چون رودی که گم کرده خم دریایی خود را

 

نمی دانم چه باید کرد فرداهای بعد از تو

 

تو صبحی در شب یلدای من بودی ولی اینک

 

چه تاریک وچه دلگیرم در این شبهای بعد از تو

    

 

 

 

نوشته شده توسط چشم یخی و اشک یخی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 14:39 موضوع: | لينک ثابت


لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

بخت...

 

-_- بــخــت ♥-_-

به سرپوش زمین بنگر

هزاران نقطه سوسو می زند اما

اگر آن کهکشان از هم بپاشد بر زمین ریزد

تو باور کن که یک قطره از آن باران رحمت زا

به روی کلبه چوبین من

هرگز نمی رقصد نمی غلطد

و اما

اگر یک تیر زهرالود

در شامی سیاه و تار

ناگه از کمان خود جدا گردد

بسان مرغکی از کوچ برگشته

به سوی سینه ام آید

و حتی پیش از آنکه من به خود آیم

درون سینه ام نالد

که ای مرد جوان

آغوش قلبت روی من بگشا

که من از مردم خوشبخت میترسم

 

 

نوشته شده توسط چشم یخی و اشک یخی در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 22:12 موضوع: | لينک ثابت


لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

غم بی همــزبانی

 

غم بی همــزبا نی

*مرا در بیستون بر خاک بسپارید که تا شبها*

*غم بی همزبانی را برای کوهکن گویم*

*بگوبم عاشقم بی همدمم دیوانه ام مستم*


*نمی دانم کدامین حال درد خویشتن گویم*


*از آن گمگشته من هم نشانی او را ای قاصد*

*که چون یعقوب نابینا سخن با پیرهن گویم*

*تو می آیی به بالینم ولی ان دم که در خاکم*

*خوشامد گویمت اما در آغوش کفن گویم*

 

 

نوشته شده توسط چشم یخی و اشک یخی در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 15:8 موضوع: | لينک ثابت


لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

بهانه....

 

 

                                  بهــــــــــانه

 

از باغ میبرند چراغانیت کنند

 

تا کاج جشنهای زمستانیت کنند

 

پوشانده اند صبح تو راابرهای تار

 

با این بهانه که بارانیت کنند

 

یوسف به این رها شدن از خاک دل مبند

 

این بار میبرند که زندانیت کنند

 

ای گل گمان نکن به شب جشن میروی

 

شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند

 

یک نقطه بیش فرق بین رحیم و رجیم نیست

 

از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند

 

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

 

گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند

 

 

 

 

نوشته شده توسط چشم یخی و اشک یخی در جمعه نوزدهم مرداد 1386 ساعت 16:30 موضوع: | لينک ثابت


لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

 


T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     A B 2 R R E Z A